مصاحبه با رضا صادقی

مصاحبه با رضا صادقی: مذهب یک نظریه ی کاملا شخصی است، هر کسی یک تعریف خاصی از آن دارد

اگر می شود کمی در مورد جریان ساخت کار توضیح دهید که قصه ی ساخت این کار چه بود؟
جریان خاصی نداشت، من یک پیشنهاد داشتم از دوست خوبم آقای منصوریار. و این کار را به عنوان یک پیشنهاد قبول کردم و نه یک سفارش و به آقای منصوریار هم گفتم اگر خودم و روحم بتواند با این موضوع کنار بیاید این کار را انجام می دهم وگرنه برای اینکه مهر مجوزم پررنگ تر شود این کار را نمی کنم بلکه برای دلم و اعتقاداتم این کار را خواهم کرد، و خدا را شکر توانستم آن چیزی که در ذهنم آمده پیاده کنم و فکر می کنم کار خوبی شد و خودم هم در کل از کار راضی هستم.

پس نسبت به بقیه کارهایتان این کار را در سطح خوبی می دانید…
بله فکر می کنم کار موفقی شد ولی ببینید این آهنگ من و همه آهنگ ها در آلبوم هشت به نظر من یک آلبوم موسیقایی نیست، یعنی یک آلبومی نیست که شما بگویید در بازار موسیقی می شود روی آن ارزیابی بازاری کرد، یک آلبوم کاملا اعتقادی و حسی است و هشت نفر از هنرمندان آمدند و بر اساس حسشان این کار را انجام دادند و به نظر من زمان خاصی ندارد که بگوییم مثلا این آلبوم بر حسب زمانش چنین فروشی داشته یا چنین بار موسیقایی داشته، شاید به جرأت بتوانم به شما بگویم که بعضی فضاهای این آلبوم شاید بار موسیقایی ندارد، چه مال خودم چه مال دیگر دوستان، اما این آلبوم کاملا غریزی و کاملا احساسی است و مطمئن هستم دیگر دوستانی که زحمت کشیدند اولین چیزی که جلوی چشمشان بوده قلبشان بوده تا آلبوم و مقدار و فروش واینطور چیزها…

پس فکر می کنی این آلبوم از لحاظ حسی موفق بوده، یعنی فکر می کنی کاری که انجام شده خواننده به آن اعتقاد داشته؟ منظور من سنجش از لحاظ بازار نیست بلکه اعتقاد خود خوانندگان به موضوع است.
من که اصلا نگاهی از لحاظ بازاری به آلبوم ندارم، فکر هم نمی کنم چیزی باشد که اسم بازار را بتوان رویش گذاشت، و کلا حس می کنم از لحاظ حسی موفق بوده و توانسته با خیلی ها ارتباط برقرار کند، بچه ها هم همه زحمت کشیدند و تمام آنچه را که می دانستند اجرا کردند.

کدام کار را از بقیه بیشتر پسندیدی به غیر کار خودت؟
همان روزی که آقای منصوریار به من گفت که می خواهی کار بچه های دیگر را بیاورم که بدانی در چه سطحی است گفتم نه، برای اینکه تفاوت قائل باشیم در تمام کارها و بدانیم که هر کسی بر اساس نگاه خودش و تفکر خودش کاری را انجام می دهد آن زمان ترجیح دادم کار بقیه دوستان را گوش ندهم.
ولی این چند روزه که بقیه ی آهنگ ها را گوش کردم به نظرم کار اصحابی به روحیات من خیلی نزدیک تر آمد، از لحاظ موسیقایی هم که آقای چراغعلی برایش کار کرده بود، کار بقیه ی بچه ها هم فوق العاده و زیبا بود ولی کار اصحابی را چون شاید بیشتر شنیدم به نظرم بهتر آمد.

حالا از این بحث بگذریم، خودت را آدم مذهبی می دانی؟
ببین ما همه ایرانی ها فارغ از هر نوع مسائل اجتماعی که الان داریم در آن زندگی می کنیم خانواده های مذهبی داریم، مذهب صرفأ این نیست که بخواهیم روضه بخوانیم یا مداحی کنیم، ما اعتقاداتمان نسبت به ائمه، همه اعتقادات محکمی است، حداقلش این است که در سخت ترین شرایط همیشه اسم آنهایی که به عنوان پاکان و بزرگواران قبول داریم بعد از اسم خداوند می آوریم، یعنی اول خدا را بزرگ می دانیم و می شماریم بعد آن ها را به عنوان انسان های پاک می شناسیم که می توانیم از پاکی ها و بزرگی هایشان مدد بگیریم، من خودم و تمام هموطنانم را آدم هایی می دانم که نسبت به مسائل اخلاقی و اعتقادی فرهنگ ایرانی شان همیشه واقف بودند و همیشه ماندند، شما خودتان هم ببینید در محرم و ماه صفر، حتی ایام شهادت آقا امیر المؤمنین همه ی مردم و حتی تمام کسانی که شاید به تیپ و ظاهرشان نیاید، یک دل این موضوع را تایید می کنند که آدم های معتقدی هستند و اگر سوق سوال شما به طرف ریش من نباشد(خنده)…

نه من کلی گفتم، در اصل می خواهم بدانم شما تعریفت از مذهب چیست و در این مورد چه تفکری داری؟
من اعتقادات و مذهبی بودن را در این می بینم که بزرگانمان را دوست داریم و به پاکیشان ایمان داریم و چون پاکند برای ما محترم هستند.
در مورد سؤالت هم باید بگویم ببین هر کسی یک تعریفی از مذهب دارد، من شخصا مذهب را به عنوان یک اعتقاد کاملا شخصی می دانم، یک نگاه و یک نظریه ی کاملا شخصی که نه دوست دارم به کسی بگویم که چه جنسی دارد و نه دوست دارم به کسی تحمیلش کنم، کاملا شخصی است، شاید نوع اعتقاد من به حضرت علی و حتی نوع عبادتم نسبت به خداوند هم نسبت به بقیه ی دوستان یک طور دیگر باشد، ولی کلیت ماجرا را که نگاه می کنم، مطلب مذهب و مسائل مذهبی کاملا شخصی است و هر کسی بر اساس نوع تفکری که با آن زندگی می کند و با آن راحت است آن را می پذیرد، یکی به فرض شمشیر حضرت علی را می بیند ولی من نه، من بیش از اینکه ذوالفقار حضرت امیر را ببینم تفکرش را می بینم، عشقش را به همسرش می بینم و تعقل و کتابشان…
در ضمن این را هم بگویم که من به تمام مذاهب دیگر هم احترام قائلم چون مذهب ما مذهب محبت و مهربانی است و دوست دارم این مهربانی را در شعرهایم، در کارهایم و در موسیقی ام ارائه کنم. به همین به سادگی!

در پایان اگر صحبتی مانده بفرمایید.
ممنون از سایت شما هم که اینقدر پیگیر هستید و این پیگیری تان شاید باعث شود که مردم بیشتر با موسیقی آشنا شوند و فقط می گویم از مردم خوبی که منت سر هنرمندان می گذارند و به آهنگ هایشان گوش می دهند. لطفا آلبوم هایی مثل آلبوم هشت را به عنوان آلبومی نبینند که قرار است به بازار بیاید و حرکت موسیقایی بدهد، بله همه برای موسیقی اش زحمت کشیدند ولی بیشتر از اینکه حرکت موسیقایی باشد کاملا یک حرکت احساسی است و هر کسی هر چیزی که در احساسش بوده پیاده کرده، و از مردم هم ممنونم چون من ایمیل های زیادی داشتم و تماس هایی زیادی داشتم که این کار خوبی بوده، به بعضی ها خیلی آرامش داده، برای بعضی ها سوال ایجاد کرده، برای بعضی ها حرکت ایجاد کرده و برای بعضی ها هم سوالات زیادی را جواب داده است. بچه ها هم همه زحمت زیادی کشیدند، دست همه شان را می بوسم و امیدوارم که چنین کارهایی به بهانه هشت و هفت و این چیزها نباشد، به بهانه ی تمام احساساتی که به مردم ایران قائلیم، تمام احترامی که به اعتقادات مردم ایران قائلیم، چنین حرکاتی بیشتر شود که واقعا مردم برای لحظات احساسی، مذهبی شان چیزی داشته باشند که از آن استفاده کنند.

/ 0 نظر / 23 بازدید