قتل عام ایرانیان در زمان هخامنشی!! (دروغ آشکار)

به تازگی پیوند دادن جشن سیزده به در به قضیه ی استِر و مُردخای بسیار رایج شده است و البته به نظر می رسد این موضوع ناشی از شرایط سیاسی بین جمهوری اسلامی ایران و فلسطین اشغالی ( اسرائیل ) باشد.

این روز ها مشاهده می شود در داخل ایران برخی با تحریف کردن این داستان به دنبال رسیدن به اهدافی هستند.

همانطور که می دانید سالانه یهودیان روزی به نام « پوریم » را جشن می گیرند که برخی معتقدند با دوران خشایارشا ارتباط پیدا می کند و همین باعث شده است سیزده به در را ناشی از این روز بدانند.

می گویند ایرانیان در این روز همانطور که نیاکانشان برای محافظت از جانشان از خانه هایشان بیرون آمدند ، در خانه ماندن را جایز نمی دانند .

اما همه ای موارد دروغ هایی آشکار است برای فریفتن مردم.

از آنجایی که آنها معتقدند صهیونیزم در دنیای امروز فتنه و دسیسه می کند به نظر می رسد با این کار به دنبال اثبات تاریخی این موضوع هستند . از طرفی پادشاهان هخامنشی را هم در این دسیسه دخالت می دهند و سیزده به در که یکی از جشن های فرهنگی ایرانیان است را زیر سوال می برند.

در ادامه سعی بر آن است تا این موضوع را به صورت جزئی تر ، با منابع و مدارک دقیق بررسی کنیم.

 

 

به منظور امانت داری و رعایت حقوق دیگر کاربران دانش نامه ویکی پدیا، بخش هایی که نگارنده این مقاله به ویکی پدیا اضافه کرده و در اینجا هم استفاده شده است، با پیغام کوتاهی مشخص شده اند.

برای خوانایی بیشتر مقاله در ابتدا به سه واژه زیر توجه کنید:

 

داستان تحریف شده

شاید مهم ترین کسی که به تحریف این داستان پرداخت ، ناصر پورپیرار بود .

اما به تازگی علی اکبر رائفی پور ، نقش مهمی در ترویج این دروغ آشکار داشته است .

 

علی اکبر رائفی پور ، از بزرگ ترین ترویج کنندگان دروغ آشکار

 

البته تمام داستان های تحریفی یکسان نیستند و گه گاه با تغییرات جزئی در این داستان ها مواجه هستیم.

ممکن است داستان تحریف شده ی استر و مردخای را به این مضمون شنیده باشید :

«شخصی به اسم مردخای - که یهودی بوده است - بعد از مدتی در دستگاه خشایارشا نفوذ می کند و در همان دوران خشایارشا در هنگام مستی به همسرش وشتی دستور می دهد که به صورت برهنه در میان جمع حاضر شود اما وشتی قبول نمی کند و همین باعث خشم خشایارشا می شود. از همین رو مردخای خشایارشا را مجاب می کند که همسرش را رها کند و بعد از این موضوع مردخای برادر زاده ی خودش یعنی «هدسه» که بعداً استر نام می گیرد را با روش هایی (مانند جادو جمبل!) به ازدواج خشایارشا در می آورد .

استر در هنگامی که شهبانوی ایران می شود ، بسیاری از یهودیان را به رده های بالا می آورد

هامان - وزیر قدرتمند ایرانی - از فتنه ی مردخای آگاهی پیدا می کند و این موضوع را به خشایارشا گوش زد می کند و از وی می خواهد تا یهودیان را از ایران اخراج کند و پادشاه قبول می کند.

هنگامی که مردخای از این موضوع آگاه می شود با استر دسیسه ای می چیند و یک مهمانی ترتیب می دهد. در آن مهمانی استر به شدت خشایارشا را مست می کند و در شب سیزدهم فروردین ماه، شاه ایران در هنگام مستی حکم اعدام هامان و هفتاد و هفت هزار نفر ایرانی را می دهد و در روز سیزدهم فروردین ماه پانزده قوم ایرانی را قتل عام می کنند. »

فیلم سخنرانی علی اکبر رائفی پور درباره داستان استر  - بخش نخست

فیلم سخنرانی علی اکبر رائفی پور درباره داستان استر  - بخش دوم

 

قبل از آن که به بررسی اصل داستان برسیم قضیه برهنه کردن ملکه وشتی بسیار جالب می نماید . موضوعی که حتی در کتاب دین و زندگی آموزش و پرورش هم قرار گرفت . جالب آنکه در این داستان هیچ کجا از فرمان دادن به برهنه کردن ملکه وشتی نقل نشده است . تنها بیان می شود :«وشتی ملکه را با تاج ملوکانه به حضور پادشاه بیاورند تا زیبایی او را به خلایق و سروران نشان دهد زیرا که نیکو منظر بود »

استر - باب اول

 

برخی از تحریف کنندگان، به صورت غیر مستقیم  به مخاطب القا می کنند که کوروش هم در این کشتار نقش داشته است . آنها با توجه به آنکه کوروش یهودیان را از بند بابل نجات داده است این موضوع را بیان می کنند. هرچند علی اکبر رائفی پور دید مثبتی به کوروش بزرگ دارد.

 

 

داستان واقعی

این خلاصه داستان واقعی بوسیله ی نگارنده ی این نوشتار به ویکی پدیای فارسی افزوده شد

اما حال ببینیم اصل داستان و حقیقت چیست !

در کتاب مقدس ، کتاب اِستر داستانی از زمان پادشاهی به نام « اَخشُورُش » نقل می شود.

خلاصه این داستان :

« اخشورش پادشاه در سال سوم پادشاهی خود میهمانی با شکوهی در کاخ شوش برگزار می کند و پس از آنکه مستی بر وی چیره می شود، فرمان می دهد که ملکه اش ( وشتی) را با تاج ملوکانه به حضور پادشاه بیاورند تا زیبائیش را به بزرگان و سایر مردم نشان دهد چون زنی نیکو منظر بود، اما ملکه از این کار خود داری می کند . شاه بسیار خشمگین می شود و پس از مشورت با بزرگان کشور ملکه را بر کنار می کند.[استر - باب 1]همچنین اخشورش تصمیم می گیرد در همه ولایتها ، نمایندگانی قرار می دهد تا دختران شایسته را به دار السلطنه شوش بیاورند و دختری که در دیدگاه پادشاه پسند آید به عنوان شهبانو برگزیده شود. در این میان پادشاه دختری به نام « هدسه » را می پسندد و  به شهبانویی بر می گزیند که این شخص بعداً اِستر نام میگیرد. استر عموئی به نام مُردخای دارد  که وی را تربیت کرده است(مردخای از قبل در دارالسلطنه شوش بوده است). استر یهودی بوده است اما این موضوع را به درخواست عمویش مردخای پنهان می کرده است.در این داستان ذکر می شود که مردخای توطئه ای را که دو تن از خواجه سرایان بر ضد شاه ترتیب داده بوده اند کشف می کند [استر - باب 2] و همین موضوع بعد ها باعث ترفیع وی می شود. [استر - باب 6]
یکی از بزرگان کشور به نام هامان بن همداتای اجاجی که از بی حرمتی مردخای و تعظیم نکردن او دل آزرده است ، کینه ی یهودیان را به دل گرفته  و با دلایلی مانند اینکه شرایع قوم یهود مخالف همه قومها است ؛ از شاه اجازه می خواهد تا تمام آنان را به هلاکت رساند . [استر - باب 3] ولی مردخای از جریان آگاه شده و بسیار غمگین می شود. مردخای از استر می خواهد که جلوی این کار را بگیرد. [استر - باب 4]  استر پادشاه راه به همراه هامان به دو میهانی دعوت می کند [استر - باب 5] استر در میهمانی دوم به پادشاه می گوید که یهودی است و هامان قصد نابودی قوم یهود را دارد [استر - باب 7] و در ادامه استر حکمی از شاه می گیرد که به موجب آن یهودیان از انهدام رهایی می یابند و دشمنان یهود به ویژه هامان به دار آویخته می شوند . [استر - باب 7 و 8]
بر طبق گفته تورات یهودیان هفتاد و هفت هزار نفر از مبغضان خویش را کشتند و از دشمنان خود آرامی یافتند اما دست خود را به تاراج نگشادند. [استر - باب 9] »

متن کامل کتاب استر

 

این داستان به طور کامل در کتاب استر بیان شده است و یهودیان از آنجایی که معتقدند از نابودی رهایی یافتند این روز با نام «جشن پوریم» گرامی می دارند .

باید توجه داشت که بیشتر منابعی که درباره این موضوع سخن گفتند در اصل منابع یهودی بوده اند و دیگر کتاب ها با استناد به همان منابع این موضوع را بیان کرده اند.

 

ابهامات

بخش هایی از این ابهامات بوسیله ی نگارنده ی این نوشتار به ویکی پدیای فارسی افزوده شد

به طور کلی این داستان با ابهامات زیادی روبرو است . در این بخش به بررسی این موضوع می پردازیم.

 

خاموش بودن منابع غیر یهودی

این داستان تنها در منابع یهودی بیان شده است و نشانی از آن در گفته مورخان یونانی و آثار به جا مانده از هخامنشیان نیست .

این در حالی است که در کتاب استر ادعا می شود که چگونگی معظم ساخته شدن مردخای توسط پادشاه در کتاب تواریخ مادی و پارسی مکتوب است . [استر - باب 10] شاید نام این شخص در کتب مادی و پارسی بوده است و این کتاب ها در طول زمان از بین رفته اند . اما با منابع کنونی که در دست است نامی از مردخای دیده نمی شود .

 

اخشورش کیست؟!

سابقا اخشورش را همان اردشیر درازدست می دانستند اما نام اردشیر در قسمت های دیگر تورات به صورت «اَرتَه خشثتا» آمده است و اگر این حکایت راجع به اردشیر دراز دست بود همین نام را می نوشتند.

لغت نامه دهخدا توضیحات واژه استر

 

این در حالی است که صفات شخصی که در داستان بیان می شود به خشایارشایی که در منابع یونانی گفته شده است نزدیک است ؛ شخصی بخشنده و نیک محضر ولی دارای چنان اراده ای نبوده است .

اما مورخان یونانی گفته اند که خشایارشا تنها یک ملکه به نام آمس تریس داشته است که به سن کهولت رسیده است و در سخن این مورخان حرفی از تغییر ملکه نیامده است.

هرودوت و اشیل در نمایش حزن انگیز پارسی ها

 

از تاریخ چنین بر می آید که شاهنشاهی هخامنشی در دوره خشایار شا بیست ساتراب (استان) داشته است اما در کتاب استر، صد و بیست و هفت ایالت برای فرمانروایی اخشورش قائل می شود.

استر، 10:1

در کتیبه های به جا مانده از دوران خشایارشا چهره ای دیگر از وی ترسیم می شود . این موارد ابهامات را در مورد صحت این داستان افزایش می دهد.

سنگ‌نبشته خشایارشای هخامنشی در شهر وان

 

خشایارشای هخامنشی

 

کمرنگ بودن یهودیان در آثار به جا مانده از هخامنشیان

موضوع قابل توجه دیگر این است که در کتیبه های دوران هخامنشی هیچ گاه به صورت مستقیم از یهودیان سخنی به میان نیامده است . حتی در کتیبه مشهور کوروش بزرگ بعد از فتج بابل (منشور حقوق بشر ) هیچ گاه به صورت مستقیم از آنها سخن به میان نمی آید.

ترجمه ی دقیقی از استوانه ی کوروش بزرگ

 

در تخت جمشید نگاره های زیادی از اقوام حوزه قلمروی هخامنشی وجود دارد اما اثری از یهودیان نیست .

تصاویر زیر برخی از اقوام گوناگونی که تصویر شده اند را نشان می دهد:

 

البته این بدان معنا نیست که یهودیان در امپراتوری هخامنشی وجود خارجی نداشتند . می توان نتیجه گرفت یهودیان اقلیتی بیش نبودند و هیچ گاه رویکرد جدی به آنان وجود نداشته است . در صورتی که بر طبق داستان استر ، ملکه ی مملکت و بعد ها وزیر بزرگ امپراتوری، یهودی بوده اند.در این صورت وجود ردپای کوچکی از آنان در آثار به جا مانده از هخامنشیان منطقی به نظر می رسد، اما چنین چیزی مشاهده نمی شود.

 

بی ربط بودن فضای داستان به هخامنشیان

برای یافتن فضای کلی داستان، نیاز است تا کتاب استر به طور کامل خوانده شود . اما بد نیست به منظور ملموس شدن فضای داستان به آثار هنرمندان نگاهی بیندازیم.

این داستان افسانه وار مورد توجه بسیاری از هنرمندان بوده است و فیلم ها و نقاشی های زیادی درباره ی آن وجود دارد.

 

 

 

فیلم ها:

 

طبیعتاً هنرمندان بر اساس آنچه که با خواندن کتاب مقدس به ذهنشان می آید، اشخاص این داستان را ترسیم کرده اند.

همانطور که می بینیم ، این تصاویر همخوانی چندانی با هنر و وضعیت هخامنشیان ندارد زیرا به طور کلی فضای داستان استر همخوانی زیادی با این دوره ی تاریخی ندارد.

تصاویری از هخامنشیان

نام ها

نام های اشخاص در این داستان بیشتر حالت غیر ایرانی دارند . حتی گفته می شود نام هایی مانند استر ، مردخای و هامان ، نزدیک به نام اسطوره های بابلی هستند که این موضوع را بررسی خواهیم کرد.

اینها نام های هفت خواجه سرای دربار می باشند که در کتاب استر بیان می شوند:

مهُومان و بِزتا و حَربونا و بِغتا واَبَغتا واَبغتا و زاتَر و کَرکَسرا 

اینها هم نام های بزرگان پارسی و مادی می باشد که در داستان بیان می شوند:

کَرشَنا و شیتار و اَدماتا و تَرشیش و مَرَس و مَرسَنا و مَمُوکان

استر، باب اول

 

استر و مردخای در گفته پژوهشگران

دانشنامه بریتانیکا در نوشتار مربوط به عید پوریم می‌نویسد: حقیقت تاریخی این واقعه کتاب مقدس، معمولاً مورد سوال می‌باشد. در مورد جشن پوریم، نیز هرچند مشخص است که عید پوریم تا حدود قرن دوم میلادی به سنتی تثبیت شده در میان یهودیان تبدیل شده بوده، ریشه تاریخی این جشن ناشناخته‌است.

(Purim In Encyclopædia Britannica. Retrieved March 11, 2009 from Encyclopædia Britannica Online)

 

بگفته تاریخچه دنیای کتاب مقدس چاپ دانشگاه آکسفورد، اگر چه برخی بنیادگرایان کتاب استر را تاریخی می‌پندارند ولی ژانر ادبی کتاب استر، همانند اکثر کتاب دانیال از نوع رمان بوده‌است. نه نویسندگان این کتاب قصد بازگو کردن حوادث گذشته را داشتند، و نه انتظار داشتند که خوانندگان آن را به عنوان تاریخ قلمداد کنند؛ شخصیتی به نام استر وجود خارجی نداشته است. با توجه به ژانر ادبی کتاب چند سؤال مربوطه اینها است که «چه کسی این کتاب را نوشته؟ قصد آن‌ها از نوشتن این کتاب چه بوده و تا چه حدی به آن رسیده‌اند؟ مخاطبان این کتاب چه کسی بوده؟ از مقایسه این کتاب و مخاطبان آن با موارد مشابه در دنیای یونانی-رومی چه نتایجی حاصل می‌شود؟»

(Greenspoon, ‎Leonard J.. Ed: Micheal D. Coogan. The Oxford History of the Biblical World. Oxford University Press, 2001, 322-323.)

 

بگفته شائول شاکد، استاد ارشد دانشگاه عبری اورشلیم و پژوهش‌گر نامدار تاریخ یهودیت، در نوشتار مربوط به پوریم در دانشنامه ایرانیکا، گواهی بر صحت این داستان از دیدگاه تاریخی وجود ندارد و معمولاً در مورد واقعیت تاریخی داستان با شک و تردید نگریسته می‌شود. نظریه‌هایی وجود دارد که داستان بر مبنای اساطیر ایلامی و یا بابلی است. هرچند چنین نظری را نمی‌توان با اطمینان پذیرفت. این کتاب را بیشتر می‌توان نمونه‌ای از تم (theme) معروف دسیسه‌های درون دربار و نجات یافتن‌های معجزه آمیز نامید.

(Shaul Shaked, “ESTHER,BOOK OF” Encyclopaedia Iranica Online, Access March 15, 2009, available at www.iranica.com)

 

بگفته تاریخچه یهودیت چاپ دانشگاه کمبریج نویسنده کتاب استر ممکن است نام‌های ایرانی یا ایلامی برای کتابش را می‌دانسته، اما نشان داده نشده که نویسنده اطلاعات دست اولی راجع به وضعیت جغرافیایی قصر در شوش و یا فضای حاکم در دربار ایران داشته‌است. اگر چه تاریخی بودن کتاب به دلیل وجود غیر محتملات و خطاهازیر سؤال می‌رود، اما افسانه بودن داستان به معنی این نیست که از داخل خلأ زاده شده‌است. بدون شک داستان بر پایه اتفاقی تاریخی که در شوش افتاده بنا شده‌است، هرچند تشخیص ماهیت این اتفاق سخت می‌باشد. همچنین عید پوریم قبل از نوشته شدن کتاب استر جشن گرفته می‌شده و این داستان سعی در توجیه این جشن کرده‌است.

(Davies, ‎William David. Louis Finkelstein. The Cambridge history of Judaism. William Horbury, John Sturdy, Steven T. Katz. Cambridge University Press, 1990, ISBN 0-521-21929-9, 9780521219297, ‏366-367.)

 

فرهنگ بابلی در داستان استر

برخی از پژوهشگران معتقدند نام هایی که در این داستان آمده است بسیار شبیه نام خدایان بابلی و ایلامی است. استر و مردخای بابلیانی هستند که نقاب یهودی به چهره زده‌اند.

نام استر معادل نام ایشتار است.

مردخای شبیه به مردوک می باشد.

دشمن آنها ‌هامان را می‌توان بر مبنای زبانشناسی با هومان یک خدای ایلامی، یگانه دانست.

وشتی مکلهٔ پارس را نیز که استر جای او را می‌گیرد، بر همان ترتیب می‌توان با مشتی ایزد ایلامی تطبیق داد.

بر روی هم، همانندی‌ها آنقدر زیاد است که نمی‌توان آنرا تصادفی دانست بلکه تشابه نام‌ها با نام خدایان نشان می‌دهد که مأخذ و منبعی که در ورای این کتاب قرار دارد، دربارهٔ ستیز اساتیری خدایان مشرکان است. از آنجا که مردوک (مردخای) و ایشتار (استر) پیروزی می‌یابند پس این افسانه در بابل پرداخته شده و شواهد تاریخی و زبانی آشکار می‌ دارد که عید پوریم به احتمال قوی از بابل سرچشمه گرفته‌است. به نظر می‌رسد غرض ظاهری این افسانه آن بوده‌است که برای جشن گرفتن عید پوریم یک حقانیت و واقعیت تاریخی ذکر شود.در واقع کتاب استر همه چیز می‌تواند باشد جز تاریخ

امید عطایی. پیامبر آریایی، ریشه‌های ایرانی در کیش‌های جهانی. تهران: انتشارات عطائی، ۱۳۸۶. به نقل از کتاب آئین شهریاری در شرق، ص ۲۹۲

 

داستان استر نمونه بارز حماسه و افسانه

این بخش بوسیله ی نگارنده ی این نوشتار به ویکی پدیای فارسی افزوده شد

به هر حال تاریخی نبودن این داستان ، از ارزش آن نمی کاهد .

می دانیم افسانه ها بازگو کننده ی اندیشه و بینش های یک ملت هستند و شاید ارزش افسانه ها بیشتر از تاریخ یک ملت باشد. وقتی به درون مایه ی داستان کتاب استر نگاهی می اندازیم می فهمیم که این داستان حرف دل قوم کهنه ی یهود را می زند . قومی که چندین بار در طول تاریخ در معرض نابودی قرار گرفته است و رنج های زیادی دیده است .

یهودیان در برابر هامان که نمادی از دشمنی با خداوند و قوم یهود است، پیروز می شوند و هامان و تمام مبغضان یهود را به سزای اعمالشان می رسانند . شاید بتوان گفت که این داستان نمونه بارز یک افسانه است تا یک رویداد تاریخی . این داستان با نماد های گوناگون آرمان ها و درد های این قوم کهن را بیان می کند.

نوشتار کامل تر...

 

آرامگاه استر و مردخای

آرامگاهی منسوب به استر و مردخای در شهر همدان ایران وجود دارد .

 

همانطور که اشاره کردیم پذیرفتن این داستان از دیدگاه تاریخی بسیار مشکل است و در نتیجه می توان گفت وجود چنین آرامگاهی هم با ابهامات زیادی رو به روست . البته باید دید چه چیزی باعث چنین تصوری شده است . آیا آثار و مدراک دقیقی برای این موضوع وجود دارد یا خیر؟!

این در حالی است که پیش از این چنین اشتباهاتی درباره آثار باستانی ایران وجود داشته است که در این باره می توان به «تخت جمشید » و «آرامگاه کوروش بزرگ» اشاره کرد.

 

کاخ پارسه، به اشتباه : تخت جمشید

از کتیبه های بدست آمده می توان نتیجه گرفت نام اصلی تخت جمشید ، پارسه بوده است . تخت جمشید نامی است که مورخین بعد از اسلام و نویسندگان و سرایندگان شاهنامه مخصوصا فردوسی به کاخ شاهان هخامنشی نسبت داده اند و علت هم آن بود که آنان آنطور که باید و شاید به تاریخ باستانی و حقیقی ایران بواسطه از بین رفتن مدارک و اسناد کتبی در حملات [و سلطه ] مقدونیها و تازیان آگاهی نداشتند و از روی داستان ها و مانده های اوستا و اطلاعاتی که سینه به سینه گشته و بیاد مانده بود این بنای عظیم را همان دژ و تختی که جمشید ساخت دانسته اند .

علی رضا آزاد آور. تخت جمشید شکوهی شگفت. شیراز: موسسه فرهنگی و پژوهشی دانشنامه فارس با همکاری کانون کاج فارس، ۱۳۸5، ص 7

 

آرامگاه کوروش، به اشتباه : مقبره مادر حضرت سلیمان

آرامگاه کوروش بزرگ مدت ها به عنوان آرامگاه مادر حضرت سلیمان در بین مردم شناخته می شده است . اما با پیدا شدن کتیبه ها و شواهد تاریخی ، مشخص شد که این مکان آرامگاه کوروش بزرگ است .

رجوع شود به لغت نامه دهخدا ، واژه ی مشهد مادر سلیمان

 

این موارد نشان می دهد که برای اثبات وجود چنین عنوانی برای این آرامگاه، نیاز به تحقیق و بررسی بیشتر وجود دارد. هرچند، مطمئناً آن چیزی که باعث آباد شدن این بنا شده است، داستان استر در منابع یهودی می باشد اما اینکه اصل این آرامگاه مربوط به این اشخاص است یا خیر جای بررسی بیشتر دارد.

 

 

دروغ آشکار

حال به بررسی دروغ هایی که ترویج کنندگان دروغ آشکار می گویند می پردازیم .

شاید بگویید که تورات تحریف شده است و آنچه در کتاب استر نوشته شده ، حقیقت ندارد(البته این موضوع را تا حدودی بررسی کردیم) . در پاسخ باید گفت اولاً چرا این ترویج کنندگان دروغ آشکار به منابع یهودی استناد می کنند و می گویند در منابع یهودی این داستان نقل شده است ثانیاً اگر هم بپذیریم تورات تحریف شده است ( که این هم نیاز به بررسی بیشتر دارد ) ، باید دید که ترویج کنندگان دروغ آشکار، با چه منابع و مدارکی ، داستان خود را یک رویداد تاریخی می دانند .

با توجه به مواردی که گفته شد، می بینیم که اصلا نمی توان وجود اشخاصی مانند ، هامان ، مردخای ، استر و ... را در تاریخ ایران و دوره هخامنشی اثبات کرد چه برسد که داستان کتاب استر را بپذیریم .

حال چطور می شود که دوستانمان این رویداد را یک حقیقت تاریخی می دانند ؟!

حداقل کسانی که داستان استر را یک داستان تاریخی می دانند یک منبع برای گفته های خویش دارند . جالب آنکه ترویج کنندگان دروغ آشکار ، ابتدا داستان موجود در کتاب استر را تحریف می کنند و سپس این داستان تحریف شده را یک حقیقت تاریخی می دانند!!

در این بخش به چند مورد مشهور از این موارد اشاره می کنیم.

 

از کجا معلوم است خشایارشا باشد؟!

همانطور که اشاره شد، به درستی مشخص نیست که این اخشورش چه کسی است.

رجوع کنید به بخش ابهامات - اخشورش کیست؟! در همین مقاله

اما ترویج کنندگان دروغ آشکار بدون هیچ اشاره ای به این ابهامات، این رویداد را مربوط به خشایارشای هخامنشی می دانند.

 

مردخای باعث حذف وشتی نمی شود

معمولا در گفته ترویج کنندگان دروغ آشکار گفته می شود، مردخای باعث حذف شدن وشتی می شود.

رجوع کنید به بخش داستان تحریف شده در همین مقاله

اما بنا به گفته کتاب استر یکی از بزرگان به نام مَمُوکان به پادشاه پیشنهاد می کند که به دلیل نافرمانی ، وشتی را برکنار کند.

استر، 16:1

مردخای در برگزیده شدن استر نقشی نداشته است

معمولا در داستان های تحریفی گفته می شود، مردخای برادر زاده ی خودش یعنی «هدسه» که بعداً استر نام می گیرد را با روش هایی (مانند جادو جمبل!) به ازدواج خشایارشا در می آورد .

رجوع کنید به بخش داستان تحریف شده در همین مقاله

اما در هیچ جا بیان نمی شود که مردخای این کار را انجام داده است. و حتی شاید برای آنکه خود را از چنین اتهاماتی دور کند، به استر پیشنهاد می کند که یهودی بودنش را پنهان کند.

 

هامان از قوم عمالقه بوده است

وقتی به صحبت برخی از تحریف کنندگان داستان استر گوش می دهیم ، به نظر می رسد که آنان احترام ویژه ای برای «هامان» قائل هستند و او را یک وزیر قدرتمند ایرانی می نامند .

در صورتی که در کتاب های ایرانی نامی از این شخص نیامده است و در کتاب مقدس چهره ای خودخواه از او نمایان شده است که قصد نابودی یهودیان را دارد. بر اساس کتاب استر وی از قوم عمالقه بوده است .

در کتاب استر ، هامان این چنین معرفی می شود : هامان بن همداتای اجاجی

استر 1:3

 

اجاج نام عمومی پادشاهان عمالقه بود، هچنان که سلاطین مصر را فراعنه می گفتند(سفر اعداد 7:24 و کتاب اول سموئیل 8:15) و در تورات مذکور است که سموئیل آخرین پادشاه عمالقه را در حضور خداوند قطعه قطعه نمود. چنان می نماید که برای ظلمهای فضیح که از دست وی جاری شده بود بدین عذاب هولناک مبتلا گردید.(کتاب سموئیل 33:15)(قاموس کتاب مقدس).

لغت نامه دهخدا، توضیحات واژه «اجاج»

 

حال ببینیم این عمالقه دیگر چیست؟!

عَمالیق. بنو عِملیق . قومی از عرب بائده ، و از فرزندان عملیق(عملاق) ابن لاوَبن اِرَم بن سام بن نوح بودند. آنان امتی بودند بزرگ با قامتی دراز و با تنومندی.

لغت نامه دهخدا، توضیحات واژه «عمالقة»

 

همان طور که مشاهده می شود بر طبق منابع یهودی ، قوم هامان از دیر باز با یهودیان ستیز داشتند .

 

هامان قصد نابودی یهود را داشته است

بسیاری از ترویج کنندگان دروغ آشکار معتقدند یهودیان در دربار مشغول ایجاد شبکه بودند و هامان این موضوع را متوجه می شود. استر وقتی می فهمد که هامان متوجه شده است ، موضوع را به مردخای یهودی می گوید و همین باعث کشته شدن هامان می شود.

رجوع کنید به بخش داستان تحریف شده در همین مقاله

در صورتی که بنا بر کتاب استر در عهد عتیق، هامان که از بی حرمتی مردخای و تعظیم نکردن او دل آزرده است، کینه ی یهودیان را به دل گرفته و با دلایلی مانند اینکه شرایع قوم یهود مخالف همه قومها است؛ از شاه اجازه می خواهد تا تمام آنان را به هلاکت رساند.

استر، باب سوم

 

اخشورش در حالت مستی حکم اعدام را نداده است

ترویج کنندگان داستان دروغین، با آب و تاب خاصی می گویند خشایارشا در حالت مستی، حکم اعدام هفتاد و هفت هزار نفر ایرانی را داده است.

رجوع کنید به بخش داستان تحریف شده در همین مقاله

در صورتی که هیچ جا نقل نمی شود که این حکم در حالت مستی داده شده است . گرچه حقایق و قصد هامان در مجلس شراب برای اخشورش روشن می شود، اما مشخص نیست که وی در حالت مستی بوده است یا خیر.

استر، باب هفتم

 

گفته ی کتاب استر درباره ی شراب نوشیدن پادشاه در این قسمت به هیچ وجه مانند باب اول آن نیست.

همچنین تنها همین یک بار نیست که استر از پادشاه می خواهد که به وی اجازه دهد دشمنان یهود را نابود کند. در چندین جا استر این موضوع را از پادشاه می خواهد و پادشاه درخواستش را اجابت می کند که دیگر حرفی از مجلس شراب هم نیست .

استر، باب هشتم و نهم

 

آیا هفتاد و هفت هزار نفر بی گناه بوده اند؟!

معمولا در ادامه گفته می شود که یهودیان در شب سیزده فروردین حکم قتل هامان و هفتاد و هفت هزار ایرانی را از پادشاه می گیرند.

رجوع کنید به بخش داستان تحریف شده در همین مقاله

حال باید دید اولا تعریف دوستانمان از ایرانی بودن چیست؟ چرا که در قلمروی هخامنشی، اقوام گوناگونی حضور داشتند. ولی به هر حال تمام این اقوام به عنوان ملت ایران محسوب می شدند.

رجوع کنید به بخش ابهامات - کمرنگ بودن یهودیان در آثار به جا مانده از هخامنشیان در همین مقاله

ثانیاً در کتاب استر تأکید می شود که این هفتاد و هفت هزار نفر از مبغضان یهودیان در سراسر کشور بودند.

استر، 16:9

همچنین بسیاری از یهودیان معتقدند که این هفتاد و هفت هزار نفر از هم دستان هامان بودند که قصد نابودی یهودیان را داشتند و از همین رو یهودیان آنها را قتل عام کردند.

 

سیزده به در ربطی به این داستان ندارد

هرچند در میان جشن های به جا مانده از دوره ی باستان، دو جشن چهارشنبه سوری و سیزده به در کمی ابهام دارند، زیرا مبنا و اساس دیگر جشن ها را ندارند اما باید پذیرفت سیزده به در هیچ ارتباطی با پوریم یهودیان ندارد.

در کتاب‌های تاریخی اشاره‌ی مستقیمی به سیزده به در نشده‌ است اما در منابع کهن اشاره هایی به روز سیزدهم فروردین داریم.

اطلاعات بیشتر درباره جشن سیزده به در

در این بخش به بررسی بی ارتباط بودن پوریم به سیزده به در می پردازیم.

 

در منابع ایرانی اثری از این داستان نیست

وقتی به منابع کهن مراجعه می کنیم اثری از نحس بودن عدد سیزده و روز سیزدهم فروردین وجود ندارد و هیچ کجا نقل نشده است که سیزدهم فروردین ناشی از حادثه روز پوریم بوده است . فقط در دوران معاصر به ویژه در دوره جمهوری اسلامی با این نظریه روبرو می شویم که گویندگان این موضوع اکثر اوقات با تحریف کردن داستان واقعی به نتیجه می رسند .

سیزده به در به عنوان یک روز فرخنده شناخته می شود و تا کنون هیچ دانشمندی ذکر نکرده که سیزده نوروز نحس است بلکه قریب به اتفاق روز سیزده نوروز را بسیار سعد و فرخنده دانسته اند مثلاً در آثار الباقیه ، جدولی برای سعد و نحس بودن دارد که در آن جدول ، سیزده نوروز که تیر روز نام دارد کلمه ی سعد که به معنی نیک و فرخنده است آمده و به هیچ وجه نحسی و کراهت ندارد .

ابوریحان بیرونی، آثار الباقیه عن القرون الخالیه، ص 226

 

به نظر می رسد بیشتر از آنکه سیزده بدر تحت تأثیر پوریم باشد ، عید پوریم نوعی اقتباس از عید نوروز و جشن های مربوط به آن است.

 

عدم تطابق تاریخ پوریم با سیزده بدر

بنا به گفته کتاب استر در عهد عتیق این اتفاقات در سیزدهم و چهاردهم ماه اذار می افتد .

استر، باب نهم

 

باید توجه داشت که مبنای تقویم یهودی با مبنای گاهشماری خورشیدی کمی متفاوت است و ماه اذار بیشتر نزدیک به اسفند ماه است .

کوروش محسنی در تارنگار تاریخ ایران / آریا پارس قیاس خوبی انجام داده است :

ماه آدار = نزدیک اسفند ماه ماه نیسان = نزدیک فروردین ماه پس این روز به سیزده بدر(13 فروردین) پیوندی ندارد. همچنین در زمان گذشته، در پایان ماه اسفند ایرانی، پنج روز (پنجه ی گمشده) را می افزودند، چون هر ماه 30 روز داشت... و یهودیان هم جشن پوریم را بیشتر در اسفند برگزار می کنند.

 

Purim will occur on the following days of the Gregorian calendar

Jewish Year 5766 : sunset March 13, 2006 - nightfall March 14, 2006

Jewish Year 5767 : sunset March 3, 2007 - nightfall March 4, 2007

Jewish Year 5768 : sunset March 20, 2008 - nightfall March 21,

Jewish Year 5769 : sunset March 9, 2009 - nightfall March 10,2009

Jewish Year 5770 : sunset February 27,2010 - nightfall February 28, 2010

نتیجه گیری

اگر اینان به راستی خون خواه هفتاد و هفت هزار نفر از نیاکان خود هستند ، چرا هیچ وقت به تهاجماتی که به ایران شده است اشاره ای نمی کنند ؟! کشور ما حملات زیادی به خود دیده است که از جمله ی آن می توان به حملات مقدونی ها ، اعراب و مغولان اشاره کرد که کشته شدن نیاکان ما در این حملات هم بیشتر از هفتاد و هفت هزار نفر بوده است و هم مستند تر می باشد.

 

موضوع قتل عام ایرانیان در زمان هخامنشی دروغ آشکار است

با توجه به مواردی که گفته شد، می بینیم که اصلا نمی توان وجود اشخاصی مانند ، هامان ، مردخای ، استر و حتی اخشورش را در تاریخ ایران و دوره هخامنشی اثبات کرد چه برسد که یک داستان ساختگی آن هم نه آن داستانی که در کتاب استر بیان شده است را بپذیریم .

همانطور که مشاهده می شود، گفته های دروغین بر اساس ابهاماتی است که به هیچ وجه قابل اثبات نمی باشند.

 

یهود ستیزی و بر عکس نتیجه دادن

گرچه در ترویج دروغ آشکار سعی بر یهودی ستیزی است اما در نهایت یهودیانی که در حکومت های ایران اقلیتی بیش نبودند و هیچ قدرتی نداشتند را چنان قدرتمند نشان می دهند که گویا تمام تصمیم گیری ها بدست یهودیان انجام می شده است و نتیجه ای بر عکس خواسته ی تحریف کنندگان دارد.

در این بین حمایت حکومت جمهوری اسلامی و بزرگ کردن این داستان های دروغین جالب توجه است .

 

آیا تخریب آرامگاه استر و مردخای در راه است ؟!

آن چیزی که می توان حدس کرد این است افرادی قصد دارند تا افکار عمومی را برای یک واقعه آماده کنند.

شوربختانه چند مرتبه دیده شده است که این داستان دروغین در صدا و سیمای جمهوری اسلامی بیان می شود و به کرات می بینیم که پژوهشگرانی در دانشگاه های تمام استان ها این روایت دروغین را نقل می کنند. بیشتر این پژوهشگران از جانب بسیج دانشجویی و یا دفتر نهاد مقام معظم رهبری دعوت می شوند.

البته این بدان معنا نیست که همه ی این پژوهشگران مزدور هستند بلکه از آنجایی که ایده ی آنها نزدیک به سیاست های حکومت می باشد ، به آنها پر و بال داده می شود.

تجمع اعتراضی دانشجویان بسیجی دانشگاه بوعلی سینا در سال 1389 مقابل آرمگاه منسوب به استر و مردخای بسیار جالب است.

همه ی کسانی که در دانشگاه های امروز ایران تحصیل می کنند و یا تحصیل کرده اند می دانند که چنین تجمعاتی بدون رسیدن دستور از بالا غیر ممکن است .

 

بخشی هایی از بیانیه معترضین در این تجمع :

اما ای ملت مسلمان؛ آگاه باشید که اینان تخریب مسجدالاقصی دومین نماد اتحاد مسلمانان جهان را آغاز کرده‌اند، در حالی که دومین مکان مقدس اینان در جمهوری اسلامی و در شهر همدان به نام زیارتگاه استر و مرد‌خای در آرامش کامل قرار دارد و از هیچ ایرانی مسلمانی صدایی در نمی‌آید.

... هشدار می‌دهیم اگر به هر نحوی به مسجدالاقصی تعدی کنند، مقبره این قاتلان پست را ویران می‌کنیم.

 

 

پوشش خبر این تجمع در رجا نیوز

پوشش خبر این تجمع در فارس نیوز

به سادگی می توان نتیجه گرفت که ترویج این داستان دروغین به منظور آماده ی افکارعمومی به ویژه نسل جوان برای تخریب این آرامگاه است.

البته مدعیان اشاره می کنند که در صورت تخریب مسجد الاقصی دست به تخریب مقبره استر و مردخای خواهند زد اما هیچ تضمینی وجود ندارد که این بنا چه زمانی و تحت تأثیر چه چیزی تخریب شود. 

به هر حال هم تخریب مسجد الاقصی و هم تخریب مقبره استر و مردخای می تواند باعث جنگ های خونین و شاید طولانی مدت شود.

 

آیا تخریب تخت جمشید در راه است؟!

می دانیم، خشایارشا نقش مهمی در ساختن کاخ پارسه (تخت جمشید) داشته است.

همچنین می دانیم از ابتدای انقلاب اسلامی عده ای قصد نابودی کاخ پارسه را داشته اند که مهم ترین مثال آن صادق خلخالی می باشد.

 

صادق خلخالی

بعد از آن هم هیچ گاه مسئولینِ مهم و تأثیر گذارِ نظام برای حفظ این آثار باستانی ارز

/ 0 نظر / 29 بازدید